تبليغاتX
اتل متل عشق وخون
ای دوست کمی تفکر خوبست

ای دوست کمی تفکر خوبست

خطاب به مرد دوست داشتنی دنیای مجازی قزوینیها

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

والعصر.

انّ الِانسان لَفی خُسر.

الّا الّذین آمنوا و عَمِلوا الصّالحاتِ وَ تَواصوا بِالحقِّ‌ وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ

و سوگند به روزگار/ که انسان، مدام در حال زیان‌کردن است...

 مردیخ‌فروش-که یخ‌هاش کم‌کم داشتند آب می‌شدند عاجزانه

فریاد می‌زد: اِرحموا من یذوب رأس ماله،‌ أِرحموا من یذوب رأس ماله؛

رحم کنید به کسی که سرمایه‌اش دارد آب می‌شود... منقلب شد.

 انگار کسی نشانش داده بود معنی واقعیِ‌ انّ ‌الانسان لفی خُسر را.

خوشا حال او که به اشارتی مسیر از بیراهه گرفت وزنگار از آیینه دل شست

 وچه بد روزیست روزگار ماکه به سادگی شریک معصیت وبی تقوایی

دیگران شده اجر بندگی را تباه می سازیم وبستری برای

هواهای نفسانی وامیال شیطانی افراد در هتک حرمت وبازی

 با آبروی یکدیگر فارغ از سمت وسوهای سیاسی پدید می آوریم

کوچکتر ازآنم که در باب نصیحت سخن برانم ولی متذکرم

برخود وشما که خدایی هم هست  وثانیه های که نمیدانیم

کدامینش اخرین فرصت پی بردن به اشتباهات وتوبه به درگاه

مهربانیست که از آتش وقهرش هم فراری نیست

 

ای دوست کمی تفکر خوبست

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت3:9توسط حاج حسین |
اتل متل انقلاب

 

اتل متل انقلاب

 

اتل متل انقلاب

يه قصه خوب و ناب

يه مرد آسموني

با لشگر ايروني

رفتن به جنگ ديوا

با پيرا و جوونا

شاخ ديو و شكستن

دست و پاهاشو بستن

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت13:32توسط حاج حسین |
موجي و شيميايي

 

اتل متل يه قصه

از غربت يه دايي

جانباز هشت سال جنگ

موجي و شيميايي

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت13:37توسط حاج حسین |
دیدار بادکتر
+نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت19:52توسط حاج حسین |
هفت سین جبهه وجنگ
بچه هاتحویل سال

یادش بخیر هویزه

چیده بودیم توسفره

سیمینوف وسرنیزه

بچه هاخیلی گشتن

توجبهه سیب نداشتیم

بجای سیب توسفره

کمپوتشوگذاشتیم

توی سفره گذاشتیم

یه کاسه سکه وسنگ

سمبه بجای سنجد

یه سفره رنگارنگ

امایه سین کم اومد

همه توفکری رفتن

باخنده ومصمم

همه یک صداگفتن :

بجای هفتمین سین

توسفره سر میذاریم

سرکمه هرچی داریم

به پا رهبرمیذاریم

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت21:46توسط حاج حسین |
ما جوانان وطن آماده ايم
ما جوانان وطن آماده ايم

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت18:25توسط حاج حسین |
ادعای انتظار

 

ماكه داريم ادعاي انتظار

ندبه ميخوانيم با احوال زار

العجل را گفته ميريزيم اشك

واقعاً آيا به دل داريم رشك

+نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت20:36توسط حاج حسین |
مادر منتظر

اتل متل يه مادر

اتل متل يه مادر

چشاش بدر خشكيده

فرزند دلبندشو

بيست سال كه نديده

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت11:11توسط حاج حسین |
من وغم
شب است وآسمان آرام                                                        

منوغم همنشين بربام                              

گريبان دلم راغم گرفته          

+نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت20:16توسط حاج حسین |
شهادت

 

 

دير زمانيست كه آماده ايم

پيش فروشت سر خود داده ايم

 

دير زمانيست طلب مي كنيم

خواب تو را ديده و تب ميكنيم

 

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت16:10توسط حاج حسین |